دوشنبه, خرداد 01, 1391

مطلع شدن از برنامه های ما ....

با عضویت در این خبرنامه از برنامه های ما که به این شرح می باشد آگاه می شوید: تورهای تفریحی آموزشی، سمینارهای مختلف آموزشی، مقالات تخصصی، کلیپ های آموزشی، خلاصه کتب . همه این مطالب به ایمیل شما ارسال می شود. با ما همراه شوید ...


قویترین پکیج رسیدن به آرامش و موفقیت با تجسم

قویترین پکیج رسیدن به آرامش و موفقیت با تجسم خلاق

ان.ال.پی عملی1

ان ال پی چیست؟
نویسنده:دکتر کوروش معدلی

ان.ال.پی عملی1
برنامه ریزی ذهن به معنای .NLP:Neuro LinguisticProgramming
ازطریق سیستم عصبی و بیانی است.قبلاز اینکه ما بخواهیم کاری راانجام می دهیم،برای آن برنامه ریزی می کنیم.مثل رفتن به یک سفر و این برنامه ریزی کاملأ آگاهانه انجام می گیرد.
اما باید این را بدانیم که نه تنها بعضی اعمال ما بلکه تمامی کارهایی که انجام می دهیم و اصطلاحأ آن را رفتار می نامیم بر طبق یک برنامه ریزی قبلی انجام می شود.

 

این برنامه ریزی گاهی کنترل شده وخودآگاهانه انجام می شود مانند رفتن به سفر و در بیشتر اوقات این برنامه ریزی ناخودآگاهانه در ما شکل گرفته مانند ترس از شب.مسئولیت برنامه ریزی در ما به صورت ناخودآگاهانه را ضمیر ناخودآگاه بعهده دارد که در واقع مسئول رفتارهای ماست .ضمیر ناخودآگاه در بسیاری از تئوریهای فعالیت قسمتی از مغز است که برای راست دستان در نیمکره چپ و برای چپ دستان در نیمکره راست مغز انجام می گیرد.
پس می توان گفت که هر عملی یا رفتاری را که ما انجام می دهیم برحسب یک برنامه ریزی از طرف ضمیر ناخودآگاه می باشد.
پس اگر می خواهیم تغییری در زندگی خود بوجود بیاوریم از آنجا که خود ما مسئول زندگی خویش هستیم،می بایستی این تغییر در زندگی را از تغییر در خود بوجود بیاوریم و برای ایجاد تغییر در خود می بایست از طریق ضمیر ناخودآگاه عمل کنیم.
ما از طریق ان ال پی می توانیم تغییری در رفتار نامطلوب کنونی و تأثیری مثبت در رفتار آینده بگذاریم.
ان ال پی به ما می آموزد که چگونه متفاوت و مثبت فکر کنیم.یکی از مسائلی که در ان ال پی بسیار اهمیت دارد این است که بدانیم در زندگی چه چیزی را می خواهیم و چه چیزی را نمی خواهیم و خود را در کشمکش بین خواسته ها و ناخواسته ها قرار ندهیم.چراکه این کشمکش تشکیل مانعی را می دهد که از حرکت ما به طرف هدف هایمان جلوگیری می کند.
هدف ان ال پی ساختن یک انسان پیشرو،سازنده ومؤثر است.ان ال پی سعی در پرورش فکر دارد به صورتی که شخص بتواند مسیر صحیح و کوتاه را در جهت رسیدن به اهدافش پیدا کند.در ان ال پی کنترل و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه و چگونگی جلوگیری از تأثیر عوامل بیرونی بر انسان از اهمیت فراوانی برخوردار است و می توان گفت:
ان ال پی به ما ید می دهد،چگونه افکار مزاحم در راه رسیدن به هدفمان را از میان برداریم واز عواملی که با سلیقه ما همخوانی ندارند در جهت رسیدن به هدفهایمان استفاده کنیم.
پیش فرضهای ان ال پی
(Pressuppose)
طبیعتأ برای استفاده از ان ال پی نیازمند به اجرای دستورالعمل هایی هستیم که ما را در راه بهتر استفاده کردن از آن یاری می دهند و این امر برای هر روشی یک اساس می باشد مانند رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی که ما را در رانندگی بهتر یاری می دهند ،در مورد ان ال پی هم می بایستی بوسیله ی پیش فرضهایی که در پایین به آن می پردازیم نگرش خود را نسبت به زندگی و مسائل زندگی به نوعی تغییر دهیم
به نظر من رعایت این پیش فرضها به تنهایی قادرند زندگی را بسیار راحت ترودلپذیرتر کنند این پیش فرضها حتی ما را یاری می دهند که بتوانیم پس از مدتها زیباییهای زندگی را ببینیم واز نعمتهایی که به ما داده شده است بهترین استفاده را بکنیم و خدا را سپاس گزار باشیم
امروزه بسیاری از انسانها با کلاف در هم پیچیده ای که نتیجه افکار سردرگمی می باشد روبرو هستند و کوچکترین مشکل را سدی مستحکم می پندارند که جلو هرگونه پیشرفتی را می گیرد وآنچه که مایع تأسف می باشد این است که اکثرأ هیچ گونه فعالیتی برای تغییر این نوع تفکر نمی کنند.
بسیاری از مشکلات که در اثر ندانم کاری ها یا تفکر غلط افراد بوجود می آید که در اوائل نادیده گرفته می شود تا این که تبدیل به یک مانع واقعی می شود این عدم توجه گاهأ به دلیل غرور بی جا و یا وجود همان تفکر غلط می باشد  که اقرار به اشتباه را نوعی ضعف می پندارد و در این راه به جای پیدا کردن راه حل پافشاری بر راه اشتباه را برمی گزینند.
پیش فرض اول:داشتن نقشه برای هر کاری که می خواهیم انجام دهیم.
این نقشه در واقع همان نقشه ایست که ما را به گنج می رساند ما مسلمأ برای هر کاری نیاز به یک برنامه ریزی قبلی داریم.خلاصه اینکه داشتن یک نقشه راه را برای رسیدن به هدف بسیار آسان تر می کند و اینکه حتی برای انجام راحت ترین کارها وجود یک نقشه ضروری می باشد
پیش فرض دوم:نقشه هیچ گاه سرزمین نیست.
هرچند که نقشه اطلاعات اولیه خوبی را به ما می دهد تا برای رسیدن به هدف بهترین راه را برگزینیم ولی کافی نیست،هدفهای انسانها گاه چنان ارزشمند است که می بایستی تمامی شانسها را برای خود بوجود آوریم تا مطمئن تر،سریع ترو راحت تر به آنها برسیم پس نیازمند اطلاعات دقیق تری هستیم که شاید در نقشه قید نشده باشد.بنابراین در شناسایی و انتخاب برنامه ی مناسب باید امکانات شخصی خود را درنظر داشت و تا آنجا که می توانیم در این رابطه اطلاعات کسب کنیم و صرفأ به داشتن یک نقشه اکتفا نکنیم.
پیش فرض سوم:در راه رسیدن به هدف باید انعطاف پذیر بود.
تاکنون و از روی سنت یاد گرفته ایم که پیوسته در یک امر و برای رسیدن به یک هدف باید پافشاری کنیم و حتی اگر موانعی به هر بزرگی در سر راه داریم و یاا اگر به بن بست برخورد کردیم و یا درمقابل شکست قرار گرفتیم باز هم باید پافشاری کنیم و آنقدر اصرار کنیم شاید که به نتیجه برسیم!!
باید در هر رسیدن به اهداف انعطاف پذیر بود و در زندگی برای رسیدن به هر هدفی باید راههای مختلفی را پیش بینی کردتا اگر در یکی از برنامه ها به مانعی برخورد کردیم،مسیر حرکت را از همان نقطه عوض کرده از مسیری دیگری برای ادامه حرکت به سوی هدف استفاده کنیم.یک ان ال پیست واقعی کسی است که بتواند به راحتی و در آرمش کامل به اهدافش دست یابد لذا انعطافپذیری جزء قوانین بسیار مهم می باشد،پیدا کردن راه های مختلف برای رسیدن به اهداف نیازمند به یک تحقیق و بررسی دقیق و در نظرگرفتن تمامی جوانب می باشد.اصرارشدید در یک مسئله نه تنها پشتکار نامیده نمی شود بلکه نوعی لجاجت تلقی می گردد و این به هیچ به عنوان کمکی در راه رسیدن به هدف نمی باشد.
پیش فرض چهارم:ارتباط با ضمیر ناخودآگاه
تشکیل یک هدف وراه رسیدن به آن و یا ایجاد یک تغییر در رفتار برای از میان برداشتن یک مانع ذهنی که خود نوعی هدف محسوب می شود ویا به طور کلی برای هر نوع برنامه ریزی می بایست در مرحله اول یک هماهنگی را با ضمیر ناخودآگاه انجام داد چراکه او کنترل کننده ی رفتارهای ماست و توافق او برای ادامه ی موفقیت آمیز حرکت به سوی هدف لازم می باشد.مسلمأ هر نوع تغییردر رفتار بر روی رفتار گذشته تأثیر می گذارد ومستلزم یک سری هماهنگی می باشد و تمامی این مراحل بایستی تحت نظر و با توافق ضمیزناخودآگاه انجام گیرد،البته متقاعد کردن ضمیرناخودآگاه کار ساده ایی نیست ونیاز به تکنیکهای خاصی می باشد که دران ال پی به آن پرداخته شده است ارتباط برقرار کردن ضمیر ناخودآگاه با ما از طریق مختلف صورت می گیرد و معمولأ از طریق حواس پنج گانه پیامش را می رساند.ضمیرناخودآگاه بوسیله ی تصویرهای ذهنی،امواج صوتی،بوها،مزه ها،سیستم لامسه و احساسی با ما ارتباط برقرار می کند.
پیش فرض پنجم:احترام به مدل دیگران
در بسیاری از اوقات در راه قدم برداشتن به طرف هدفی که در نظر داریم به محض برخورد با اولین مانع رفتار اجتماعی که در واقع برخورد دیگران با ماست،حرکت خود را کندتر می کنیم و به یک باره رفتار یا برخورد دیگران در ما چنان تأثیری می گذارد که ما را از حرکت باز می دارد .مثلأ اگر هدف ما خرید یک اتومبیل باشد که برطبق یک برنامه ریزی آن را با قیمت مناسب پیدا کرده ایم در هنگام معامله و خرید پس از آشنایی با فروشنده متوجه می شویم که او شخصی بداخلاق و دل آزار است و این مسئله باعث دلزدگی ما می شود تا هدفمان را فراموش کنیم و به کنار بگذاریم.در ان ال پی گفته می شود که توجهی به این گونه رفتارهای اجتماعی نکنیم وچنانچه این رفتارها بر ما اثر گذاشت چگونه اثرات آن را از بین ببریم.در واقع یاد می گیریم چیزی که اهمیت دارد دست یافتن به هدفی است که از قبل برای آن برنامه ریزی کرده ایم ،پس اگر در طول راه با افرادی که از نظر اخلاقی و ارزشی با ما همگام نیستند برخورد کنیم باید به نوع رفتار آنها کاملأ بی تفاوت بود.
ما باید یادبگیریم که نظرات و سلیقه های شخصی خودمان را هرچند خوب و نمونه بر دیگران تحمیل نکنیم و توقع نداشته باشیم که دیگران نظرات و سلیقه های ما راصد درصد بپسندند،همانطور که خود ما در مورد دیگران اینکار را نمی کنیم یعنی معیارها و نظرات دیگران را صد در صد نمی پذیریم و این امری طبیعی است.انسان باید به مانند آب نرمش داشته باشد تا بتواند خود را با هر شرایطی وفق دهد.
پیش فرض ششم:هرچیز که برای فردی امکان پذیر باشد برای دیگران هم امکان پذیر است.
سالها پیش انسانها فکر می کردند که بنا بر دلایلی از جمله خشم خداوند آنهایی که برده بودند می بایستی برده باشند و برده باقی بمانند و حتی فرزندانشان هم می بایستی برده باشند و خدا آنها را خلق کرده تا در خدمت انسانهای والا باشند.همین برداشت ذهنی امروزه به صورتهای دیگری در اذهان بعضی مردم جای گرفته و بدین سان هر نوع انگیزه ایی را برای پیشرفت خود و گاهی فرزندانشان را از بین می برند.از دیدگاه ان ال پی همانطور که خدا در کتابهای آسمانی فرموده است همه ی انسانها برابر و یکسان آفریده شده اند و اگر شخصی توانست به درجات بالای علمی،مالی،اجتماعی،هنری،ورزشی،...برسد دیگران هم می توانند به آن مقام برسند و در واقع منحصر به فرد وجود ندارد وبرای رسیدن به مدل دلخواه باید همان شرایطی که دیگرن طی کرده اند و به مقصد رسیده اند را ما هم طی کنیم تا به همان مقصد برسیم.
به همین دلیل در ان ال پی مبحثی را به نام مدل سازی برقرار کرده اند به این ترتیب که اگر خواهان رسیدن به هدف خاصی هستید،یک نفر را که قبلأ به آن هدف رسیده برمی گزینیم و او را مدل شخصی خود قرار می دهیم و با مطالعه دقیق زندگی وی،همان شیوه ی زندگی را تکرار می کنیم و هرچه مدل زندگی ما به زندگی مدل مورد نظر نزدیک تر باشد رسیدن به همان هدف آسانتر خواهد بود.پس به جرأت می توان گفت که ما به جایی که یک انسان دیگر رسیده می توانیم برسیم
پیش فرض هفتم:همه ی ما دارای ذخایر راه حل هستیم
این بدان معناست که هرگاه که در راه رسیدن به هدف دچارمشکل و مانعی شدیم با استفاده از منابعی که در درون ماست و در طول سالها آنها را جمع آوری کرده ایم می توانیم به راحتی آن موانع را از میان برداریم و مشکل را برطرف کنیم،به عنوان مثال گاهی اوقات ،هنگامی که در مقابل مشکل خاصی قرار گرفته ایم به صورتی غیرقابل منتظره یا در خواب یا در بیداری راه حل مشکل خود را پیدا می کنیم که در واقع به صورت ناخودآگاه مکانیسم بهره برداری از ذخایر راه حل را بکار انداخته ایم
پیش فرض هشتم:شکست وجود ندارد و فقط تجربه و یادگیری است
شکست به واقع یک تجربه است که راه را برای ما مشخص تر می کند و باعث می گردد که بتوانیم نتیجه ای مطلوب و مستحکمی را دارا شویم.شکست یا عدم موفقیت در یک قسمت از زندگی جزئی از موفقیتهای بزرگ در قسمتهای دیگر زندگی است ،به همین دلیل نباید روی شکستها که در واقع یک یادگیری می باشد تأکید کرد زیراکه تأکید روی شکستها انگیزه های ما را که موتور حرکتی ما به سوی هدفها می باشد را خاموش می نماید.قبول نکردن شکست وعدم موفقیت را تجربه پنداشتن در واقع نوعی مقاومت است که ما در جهت رسیدن به هدف از خود نشان می دهیم ودر عرفان گفته می شود که مقاومت انسانها را آبدیه می کند و به نوعی مقاومت بوجودآورنده نوعی انرژی در شخص می باشد
پیش فرض نهم:ما نمی توانیم ارتباط برقرار نکنیم.
در هر کجا که باشیم و در هر شرایطی که قرار گرفته ایم در حال ارتباط برقرار کردن با دیگران هستیم ما از زمانی که در رحم مادرمان بودیم در حال ارتباط برقرار کردن بوده ایم،پس اگر خودمان متوجه نیستی که در حال ارتباط برقرار کردن با دیگران هستیم دیگران متوجه این امر هستند و از آن برداشتهای لازم را می کنند پس ما بایستی با استفاده از آگاهی به این موضوع طوری رفتار کنیم که این ارتباط یک ارتباط مؤثر باشد ارتباطی که بر دیگران اثر مطلوب را بگذار
ارتباطات و ان ال پی
(Communication)
در این بخش به بررسی این موضوع می پردازیم که اصولأ یک ارتباط مؤثر چگونه باید باشد.اصولأ یک ارتباط مؤثر ارتباطی است که اثری مثبت و دلپذیر همراه با نوعی اطمینان خاطر را در مخاطب ایجاد کند واین در مقابل هر مخاطبی باید صدق کند که این مخاطب هم ایده و هم نظر ما باشد یا خیر بایستی بتوانیم اثر مطلوب را بر وی بگذاریم.یک ارتباط مؤثر باید فقط در جهت هدفهای مثبت و خیرخواهانه بکار گرفته شود
در زمینه ارتباط،عمومأ انسان به دو صورت با دیگران ارتباط برقرار می کند:گفتاری و غیر گفتاری و در این رابطه گفتار و کردار شما به عنوان عامل اصلی این ارتباط باید به صورتی باشد که شوق ادامه ارتباط با شما در مخاطب پدید آید و حس کند که یک نوع پیوند بین شما و او ایجاد شده است.
در ایجاد یک ارتباط مؤثر از طریق گفتاری می بایستی موارد زیربه کار برده شود:
تکنیکهای ارتباط مؤثر از طریق گفتاری
1- تن صدا و بلندی صدا
در این قسمت باید تن و بلندی صدا را تا حد امکان شبیه به صدای مخاطب گردد.
2- نفس گیری هنگام صحبت کردن
با دقت به صحبتهای مخاطب خود توجه می کنیم تا ببینیم که او در بین هرچند کلمه نفسگیری می کند .بعضی ها همزمان که صحبت می کنند عمل تنفس را نیز انجام می دهند وبعضی دیگر در میان هر شش یا هفت کلمه یک نفس می کشند بنابراین با توجه کامل به این موضوع،ما نیز از همان ریتیم تنفسی استفاده کنیم
3- سرعت بیان
سرعت بیان به معنی استفاده از تعداد خاصی از کلمات مثلأ ده کلمه درپانزده ثانیه می باشد
4- آهنگ یا ریتیم صدا
آهنگ در واقع همان لهجه می باشد و باید لهجه مخاطب را در صورت امکان تقلید کنید دوستی دارم که فروشنده اتومبیل است و می تواند به چند لهجه مختلف به خوبی صحبت کند و همین امر سبب گشته که از شهرهای مختلف برای خرید اتومبیل پیش او بیایند.چون خریداران بر این باور بودند که او کاملأ آنها را درک می کند و می داند که آنها به دنبال چه نوع اتومبیلی می باشند.
تکنیکهای ارتباط مؤثر از طریق غیر گفتاری
1- وضعیت و حالت عمومی بدن
وضعیت و حالت عمومی بدن یعنی اینکه آیا مخاطب ما ایستاده یا نشسته است و ما نیز همین وضعیت را برای خود برقرار می کنیم
2- زاویه سر و وضعیت دستها وپاها
هنگامیکه از نظر وضعیت عمومی، بدن خود را با مخاطب همگام و هماهنگ کردید وضعیت دستها و پاها را همراه با زاویه سر با او برابر می کنیم مثلأ اگر مخاطب ما دست روی چانه گذاشته ما نیز همان کار را بکنیم ویا اگر پایش را روی پای دیگرش انداخته همین وضعیت را ما نیز تکرار می کنیم.
3- ژستها و حرکات بدن
ما معمولأ سه نوع حرکت بدنی را ممکن است در مخاطب ببینیم.
الف:تیکها و حرکتهای عصبی که از طرف خود مخاطب به صورت غیرارادی انجام می شود که باید این حرکات را کاملآ نادیده گرفت.
ب:حرکات مستقل از گفتار ارادی یا غیرارادی از طرف مخاطب که باید حداقل شش ثانیه بعد از مخاطب تکرار شود.
پ:ژستها و یا حرکات وابسته به گفتار به این صورت که مثلأ مخاطب ما هنگام صحبت کردن سر یا دستش را تکان می دهد که باید آنها را به حافظه سپرد و هنگامیکه نوبت گفتار ما شد از آنها استفاده کرد.
این دستورالعمل بطورکلی اثراتی بسیار مثبت را بر روی ضمیرناخودآگاه مخاطب  می گذارد و این را در وجود مخاطب ایجاد می کند که شما با او دارای یک وجه مشترک می باشید و این اثر مطلوب ارتباط مؤثری را بوجود می آورد.
حباب حفاظتی
(Bull protection)
یکی دیگر از مسائلی که در برقراری یک ارتباط مؤثر بسیار اهمیت دارد حفظ حباب حفاظتی مخاطب است.
همه انسانها به نوعی در داخل یک حباب حفاظتی زندگی می کنند که البته ابعاد این حباب برای افراد گوناگون متفاوت است و هیچ کس دوست ندارد که به حباب حفاظتیش تجاوز شود ومسلمأ داخل شدن در حباب حفاظتی مخاطب از کیفیت ارتباط مؤثری که هدف ماست به صورت قابل توجه ای می کاهد بنابراین حفظ حباب حفاظتی مخاطب یک اصل بسیار مهم در برقراری یک ارتباط مؤثر می باشد.برای شناخت حباب حفاظتی مخاطب باید به صورت زیر عمل کرد:
برای شناخت حباب حفاظتی مخاطب بهترین موقع اولین دیدار شما با مخاطب می باشد.
در اولین دیدار با مخاطب خود باید بسیار ظریف عمل کنید ودقت داشته باشید که ضمیرناخودآگاه مخاطب شما فقط در اولین دیدار به شما اجاز می دهد که به حباب حفاظتیش وارد شوید.
سیستم واکو
(VAKO)
واکو در زبان فرانسه و در زبان ان ال پی به معنای :حس بینایی،شنوایی،لامسه و بویایی است
انسانها از دریچه های مختلفی اطلاعات را دریافت می کنند که این دریچه ها می توانند بینایی،شنوایی،لامسه و یا چشایی و بویایی باشد و هر شخصی برای دریافت اطلاعات،همزمان که از دریچه های مختلف استفاده می کند بر روی یکی از آنها بیشتر تکیه دارد و حداکثر مطلب را از آن دریچه بیشتر و به صورت دقیق تری جذب می کنند.
برای بهتر درک کردن مطلب عنوان می کنیم که مثلأ وقتی ما کلمه ماشین را بیان می کنیم برای بسیاری از افراد بلافاصله تصویری از یک خودرو در ذهنشان شکل می گیرد و برای بعضی دیگر صدای اتومبیل در گوششان شنیده می شود،حال آنکه افرادی هم هستند که با شنیدن این کلمه راحتی که در درون آن ماشین را حس می کنند.
یکی از راههای شناخت بهترین کانال دریافت اطلاعات مخاطب حرکت چشمها می باشد بدینگونه که انسانها در مواقعی که بدنبال یک موضوع در حافظه خود می باشند به طور ناخودآگاه حرکات چشمی انجام می دهند.شناخت کانال دریافت اطلاعات مخاطب توسط حرکات چشم:
چشمها بالا به طرف راست مخاطب نشان دهنده ی استفاده مخاطب از کانال بینایی و در حال تجسم موضوع در زمان حال یا آینده است.
چشمها بالا به طرف چپ مخاطب نشان دهنده ی استفاده مخاطب از کانال بینایی و در حال به یادـوری موضوعی می باشد که در زمان گذشته رخ داده است.
چشمها در وسط و به طرف راست مخاطب نشان دهنده ی استفاده مخاطب از کانال شنوایی و در حال تجسم موضوعی در زمان حال یا آینده می باشد.
چشمها در وسط و به طرف چپ مخاطب نشان دهنده ی استفاده ی مخاطب از کانال شنوایی و در حال یادآوری موضوعی در گذشته است.
چشمها پایین و به طرف راست مخاطب نشان دهنده ی استفاده مخاطب از کانال لامسه می باشد.
چشمها پایین و به طرف چپ مخاطب به این معناست که مخاطب در حال مذاکره با خود می باشد و در واقع در حال ساخت موضوعی خیالی است که هیچ وقت به حقیقت نمی پیوندد.
این موارد معمولأ در مورد افراد راست دست می باشد البته حرکات چشمی که در بالا شرح داده شد را با 80% صحت می توان عنوان کرد چون در مواردی جهت چشمها به طرف راست و چپ در نزد بعضی افراد متفاوت است همچنین باید توجه داشت که حرکات چشم در جهت خاص فقط در یک لحظه صورت می گیرد و باید در رابطه دقت لازم را انجام داد.
شناخت دریچه اطلاعاتی مخاطب از طریق گفتارهای مخاطب:
افراد بصری از اینگونه کلمات استفاده می کنند:رنگین،کورکورانه،دیدن،جذب کننده،براق،روشن،تجسم،تصور و زلال...
افراد سمعی از اینگونه کلمات استفاده می کنند:گوش خراش،کرکننده،شنیدن،ملایم و آهنگ...
افراد لمسی از این کلمات استفاده می کنند:چسبان،سوزان،حس کردن،زیر فشار، حساس،ظریف،خشن،نرم و لطیف...
افراد بویایی از این کلمات استفاده می کنند:خوشبو،خوشمزه،ترش،شیرین،تلخ،لجن، بی مزه و بی بخار...
در این قسمت با تحریک کردن مخاطب به گفتگو در مورد موضوعی بی طرفانه می توانید نوع کلماتی را که او استفاده می کند رابازشناسی کنید تا دریابید که او بصری،لمسی،سمعی و یا بویایی است
حال برای ایجاد یک ارتباط مؤثر استفاده از کلماتی که مربوط به همان دریچه است الزامی است.
در رابطه با بحث دریچه های انتقال افرادی هستند که از دریچه های مختلف در رابطه با اطلاعات مختلف استفاده می کنند.این افراد یا به صورت سیکل یا مرحله ایی از این دریچه ها استفاده می کنند و یا در هر مورد خاصی از دریچه خاصی استفاده می کنند که اصطلاحأ به این افراد سین استزیک می گویند.
نوع استفاده از این دریچه ها بستگی به نوع زندگی ما دارد و قابل تغییر نیز هست و درحال حاضردر جهان تعداد افرادی که از دریچه بینایی استفاده می کنند بیشتر است و شاید علت آن گرایش مردم دنیا به طرف رسانه هایی چون سینما و تلویزیون باشد.
هدف و ان ال پی
(OBJECT)
انسان بی هدف انسانی مرده است
هدف در واقع نشانه ایست که انسان در پیش روی خود تعیین می کند و برای رسیدن به آن حرکت و زندگی می کند.گاهی این هدف شناخته شده و گاهی این هدف پنهان می باشد ولی ر هر صورت هدف لازمه ی حیات انسان می باشد.
مراحل اولیه ساخت یک هدف:
ما برای هدف سازی نیازمند یک سری اصول هستیم که بتوانند ما را در جهت رسیدن به هدف یاری دهند.بوجود آوردن یک هدف که در واقع یک برنامه ریزی جدید می باشد مسلمأ نیازمند تغییراتی در برنامه ریزی قبلی می باشد و برای اینکه برنامه ریزی جدید خللی در عملکرد ضمیر ناخودآگاه بوجود نیاورد مجبوربه پیروی از اصولی می باشیم که به شرح آن می پردازیم:
1- می بایستی بتوان هدف را به صورت ساده و مثبت بر روی کاغذ آورد.
مثلأ هدف خرید یک خانه است،این هدف به هیچ عنوان نمی تواند ما را در یک برنامه ریزی صحیح یاری دهد چرا که اصلأ مشخص نیست که این خانه چطور خانه ای می باشد چند متر زمین خواهد داشت؟در چه منطقه ایی و یا اصلأ چه قیمتی را دارا خواهد بود؟پس داشتن حداکثر مشخصات می تواند ما را در یک برنامه ریزی صحیح برای دستیابی به هدف مورد نیاز یاری دهند پس جمله باید مثبت باشد زیرا ضمیر ناخودآگاه منفی را نمی شناسد و فقط ریشه جمله را شناسایی می کند مثلأ:
من سیگار نمی کشم یعنی فقط من دیگر سیگار می کشم است و مسلمأ با چنین هدفی برنامه ریزی برای ترک سیگار بسیار مشکل خواهد بود.
2- شناخت و مشخص کردن مراحل گوناگون رسیدن به یک هدف
برای من بسیار خنده دار است که بعضی از دوستان فکر می کنند که با نوشتن هدف بر رو کاغذ و چسباندن آن بر روی در و دیوار ویا از این قبیل کارها می توان به تمامی اهداف رسید !!ان ال پی یعنی ما برای هر کاری نیازمند یک برنامه ریزی خاص می باشیم و در این رابطه اصطلاحی در بین ان ال پیستها رایج است که می گویند:دعا کن و وارد عمل شو.
پس برای اینکه بتوانیم باشیم،با افتخار زندگی کنیم و موفق شویم ،نیازمند ابزاری هستیم که بوسیله ی آنها تمامی موانعی را که مزاحم این پیشرفت هستند در بیرون و درون خود کنار بزنیم و یا از بین ببریم
پس با توجه به مسائل عنوان شده در بالا می بایست بتوانیم تا آنجا که ممکن است جزئیات هدف را بررسی کنیم سپس مراحل مختلفی را که در مسیر رسیدن به هدف باید از آنها عبور کنیم را مشخص کنیم و برای هر کدام از مراحل،تاریخی را مقرر کنیم و این را در نظر داشته باشیم که در راه رسیدن به هدف باید انعطاف پذیر بود،یعنی اگر در تاریخ تعیین شده به مرحله مربوطه نرسیدیم،بتوانیم از مسیر دیگری در جهت رسیدن به هدف قدم بگذاریم.
3- توجه کنیم رسیدن به هدف یعنی:ترک عادت گذشته و ایجاد یک عادت نو یا ترک رفتار گذشته
اگر یادتان باشد در گذشته گفتیم که ما هر رفتاری را که داشته باشیم برحسب برنامه ریزی ضمیرناخودآگاه می باشد اگر بی پول هستیم واگر پولدار اگر معتادیم همه و همه بر طبق یک برنامه ریزی از طرف ضمیرناخودآگاه می باشد که البته در پشت این برنامه ریزی یک منظور مفید نهفته است هرچند که ممکن است این منظور مثبت ،خود مشکلی را در بر داشته باشد مانند فردی که بدلیل یک برنامه ریزی از طرف ضمیر ناخودآگاه خویش از رانندگی بیزار است در اینجا تنفر این شخص از اتومبیل و رانندگی یک برنامه ریزی از طرف ضمیرناخودآگاه وی می باشد و منظور مفید از این برنامه ریزی حفظ جان این فرد می باشد و اگر قرار باشد که ما در این فرد تغییراتی ایجاد کنیم تا این فرد به به اتومبیل و رانندگی علاقمند گردد به نوعی منظور مفید برنامه ریزی قبلی را می خواهیم از بین ببریم که در این صورت ضمیرناخودآگاه وی شروع به مقاومت می کند که ما باید تکنیکهایی به کار گیریم که ضمیرناخودآگاه اطمینان حاصل کند رانندگی امنیت جانی این فرد را به خطر نمی اندازد.پس با این علم یک هدف را برای خود برمی گزینیم که رسیدن به آن هدف هیچگونه خللی را در منظور مفید رفتار قبلی ایجاد نکند.
4- بایستی بتوانیم به راحتی مراحل مختلف این هدف را مجسم کنیم و با مجسم کردن آنها هیچگونه ناراحتی در خود حس نکنیم.
5- تمامی جزئیات هدف را چه مثبت و چه منفی مورد مطالعه قرار دهیم
6- رسیدن به یک هدف جدید به معنای یک تغییر در یک نوع رفتار می باشد و هر نوع تغییر به معنای ترک یک رفتار با یک منظور به ظاهر مفید و رسیدن به یک رفتار در عمق نامفید.
7-انرژی رسیدن به هدف را به کائنات بفرستید
شما در مقابل قدرت الهی سه مرحله را باید در نظر داشته باشید:
الف- از خداوند بابت نعمتهایی که به ما داده تشکر و شکرگزاری کنیم.
ب-از او طلب کمک برای رسیدن به هدف مورد نظررا فراموش نکنیم(بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را)
ج- بدانید که در مقابل آن چیزی که از خدا طلب می کنید وظیفه شما چیست؟آن را انجام دهید
8- هدف باید سبز یا اکولوژیک باشد
یعنی هدف ما باعث درد و رنج کسی نباشد و نباید در هدفمان برای کسی زحمتی ایجاد کنیم
9-هدفمان را مرتب زیر سؤال نبریم
در اینجا منظور این است که مرتب وضعیت مشکل یا هدف را به زیر سؤال نبریم زیرا گله مندی زیاد از وضعیت مشکل یا از نرسیدن به هدف به نوعی باعث می شود تا برنامه ریزی با مشکل تقویت شود.بایستی بتوانیم پس از هدف گذاری صحیح به صورت معمولی وطبیعی زندگی کنیم و بگذاریم تا برنامه ریزی کار خود را انجام دهد.
10- انگیزه را مرتب کنترل کنید.
ما در راه رسیدن به هدف باید بتوانیم انگیزه خود را برای رسیدن به آن هدف کنترل کنیم،کنترل کردن انگیزه به ما این اجازه را می دهد که اگر مسئله خاصی بر روی انگیزه ما اثر گذاشته،بتوانیم آن را برطرف کنیم.
11- مراحل مختلف هدف را بایستی مشخص کرد وتاریخ گذاری کرد.
ما باید در هر لحظه بتوانیم تشخیص دهیم در کجای هدفمان قرار داریم و چه مقدار از راه را طی کرده ایم و چه مقدار از آن باقی ماتده است و اگر احتمالأ به بن بستی برخورد کردیم چطور بتوانیم با انعطاف پذیری از مسیر دیگر به هدف برسیم
12- اهداف خود را اولویت بندی کنید
همه ما در هر لحظه دارای اهداف گوناگونی می باشیم این اهداف حتی اگر آگاهانه هم باشند باید آنها را در اولویت خود قرار دهیم و بدانیم که کدامیک از اهداف ما نسبت به بقیه حق تقدم دارند.مانند:
-شخصی                     -خانوادگی                                 حرفه ای
- روزانه                       - هفتگی                                     -ماهانه       سالانه
-مهم و فوری               -مهم ولی غیرفوری
فراتر از واقعیت
در فراتر از واقعیت هدف ما ایجاد تغییر در مدلهایی می باشد که ما از رویدادها برای خود ساخته ایم این مدلها برحسب برداشت شخصی خود ما نسبت به مسائل می باشد
مثلأ رنگ قرمز برای هر کدام از ما متفاوت است در مورد مسائل گوناگون نیز ذهن و سیستم عصبی هرکس ممکن است با دیگری متفاوت باشد بعنوان مثال فردی که تجربه زلزله را دارد نسبت به فردی که هیچ گاه یک زلزله را تجربه نکرده ،کاملأ متفاوت است
ممکن است شخصی پس از یک حادثه اتومبیل،دچار مشکلات خاصی که بر روی سیستم عصبی و سپس ذهنی و روانی وی تأثیر گذاشته بشود و ما برای اینکه بتوانیم آن تأثیرات منفی را در وی خنثی کنیم می بایستی برداشت آن فرد را نسبت به آن حادثه عوض کنیم زیرا با تغییر در برداشت ما می توانیم نوع عملکرد سیستم عصبی مغز را در رابطه با آن موضوع تغییر دهیم.برداشت ما از موضوعات پیوسته همراه با تصویری است که ما از آن موضوع در ذهن خود ساخته ایم در این زمان ان ال پیست کمک می کند که ما تغییرات لازم را در آن تصویر ایجاد کنیم و در واقع تصویر دیگری را جایگزین کنیم.ودر نتیجه این جابجایی تمامی برداشتهای سوژه از آن موضوع خاص عوض می شود
متا مدلها .
اثر کلام در زندگی انسانها به اندازه ایی دارای اهمیت می باشد که گاهأ منجر به نابودی آنها و یا رشد آنها می شود به عنوان مثال می توان دو انسان در حال جدال را آرام کرد ومی توان تفرقه انداخت.پس پی می بریم که تا چه حد کلام و بیان در ارتباطات حائز اهمیت هستندمتامدل در ان ال پی به ما نشان می دهد که چگونه می توانیم این کلام را بشناسیم و بتوانیم اثرات مخرب آنها را از بین ببریم تا بر خود گوینده و شنونده تآثیر منفی نگذارد.بیان می تواند گرفته شده از یکی از حواس ما باشند (شنوایی،بینایی،لامسه، چشایی،بویایی) که در واقع اطلاعات از یکی از این حواس عبور می کند و بر روی سیستم عصبی ما تأثیر می گذارد و ب جایگاه خود در مغز می رود،این اطلاعات در طول مسیر خود از سیستم مادون بیانی عبور می کنند .مادون بیانی یعنی کلمات همراه با خود احساساتی را دارند که نمی توان از طریق بیانی آنها را حس نمود ،احساسات ایجاد شده توسط سیستم مادون بیانی بوسیله ی یک کلمه یاجمله کلیدی (متامدلها) در ما شکل می گیرند که آن را رمز اولیه گویند و این رمز پیام خاصی را به شنونده می رساند که آن را رمز ثانویه می نامند.و به این ترتیب گوینده توانسته منظور و احساسات خود را به مخاطب بیان منتقل کند.جالب اینجاست که تمامی این روند بر خود شنونده هم همان اثر را می گذارد
خلاصه شده توسط:سارا حاج طاهران

نظر ها
جستجو RSS
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

بهبود نمایش سایت

برنامه های زیر را دانلود کنید ...
دانلود برنامه فایرفاکس

دانلود برنامه فلش پلیر

دانلود رزومه استاد تيموري

حاضرین در سایت

ما 15 مهمان آنلاین داریم

اخبار عناوین تورهای تفریحی آموزشی

تور 2 روزه جنگل سيسنگان تور 2 روزه جنگل سيسنگان تور 2 روزه جنگل سيسنگان و سد خاکي آويدر و آبشار آب پريزمان : جمعه 13 و شنبه 14 خرداد روز اول : صبحانه و نهار و شام روز دوم : صبحانه و نهار و عصرانه بازديد از جنگل هاي سيسنگان و بازديد از ساحل زيباي سيسنگان در روز اول برای اطلاعات عمومی به ادامه مطالب مراجعه نمایید...